• وبلاگ : راهيان نور
  • يادداشت : قطعه اي از بهشت
  • نظرات : 1 خصوصي ، 6 عمومي
  • چراغ جادو

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + فائزه 

    مثل اينکه اينجا به جز من کسي نمياد . پس خدا خيلي دوستم داره که يه جاي خلوت مثل اينجا رو بهم داده که باهاش حرف بزنم .

    چقدر بده که ادما بزرگ ميشن.

    چقدر بده که ميبيني داري با سرعت ميري و نمي توني بايستي. نمي توني نري. نمي توني خودتو متوقف کني. به کجا چنين شتابان؟
    چقدر سختر چقدر تلخ تر . ميام مي رم مي انديشم که شايد خواب بوده ام . خواب بوده ام .خواب ديده ام
    چه زود چه تند. خدا يا دلم گرفته. چيکار کنم؟ به کي بگم؟ بهتر مثه هميشه هيچي نگم. 
    چه خوب بود بچگيا. تا يه ذره ناراحت ميشي تا يکي بهت ميگه چرا؟ تا يکي داد مي زنه سرت تا يکي بگه تو . زود اشکاي قشنگت گوله گوله مي ريزن. ولي چي ميشه که بزرگ ميشي اين نعمت قشنگ کم ميشه. ديگه برات سخته گريه کني؟ بزرگ شدي؟ ديگه نبايد گريه کني؟ 
    دارم خفه ميشم؟ نمي دونم. خستم. خسته. خسته از دورنگي هاي دنيا. روزگارو آدماش. انسان ها . بي رو .بي ثبات. کو؟ کجا رفته؟ مهر ؟ محبت؟ دوستي ؟بزرگي؟ معرفت چي شده؟ بعضي وقتا حرف مردن که ميشه خيلي مي ترسم. ولي يه زماني مثه الان. عاشقانه و با تمام وجود. و با تمام ناتمامم دوست دارم برم. برم از اين دنيا. برم يه جايي که همه چي يه رنگ باشه. يه جايي که خودمم نباشم. از خودمم خسته شدم. تا کي؟ کي ميخواي بفهمي که کسي خريدار پاکي و صداقت تو نيست ؟
    نخريدن. نخواستن. هر کي هم خريد پس اورد. 
    هر کي اومد گشت.گشت . يا پيدا کرد و رفت و يا پيدا نکردو رفت. هيچ کس نيومد چيزي بهم بده. هر کسي دنباله گمشده خودش بود. مي گشت. بدون انکه بدونه داره منو زيرو رو مي کنه. واي خدايا. هر چي ميبينم. بيشتر به بزرگي تو پي مي برم. که انساني که تو آفريدي تا چه حدي مي تونه پست باشه  خدايا. تو ميگي نگاه کن.درست نگاه کن. ولي هر چي نگاه مي کنم جر زشتي چيزي نمي بينم. مي گن زيبايي در نگاه بينندس. يعني منم نگاهم و فکرم آلوده شده؟
    خدا يا کمکم کن. دلم مي خواد گريه کنم. گريه کنم براي اين گذر. براي اين روزا. براي اين مردم. براي اين زندگي. براي آسمون. براي اونايي که خوبن ولي نيستن. براي اونايي که من فکر مي کنم خوب نيستن. گريه گريه گريه . اشک اشک اشک.اشک بريزم. براي اونايي دلم براشون تنگ شده.براي اونايي که ديگه نيستن. براي اونايي که دوسشون دارم. خدايا تو بزرگي. خدايا تو کمکم کن. گم شده اي دارم. نه در بين ادما. نمي دونم کجاست. ماله من بوده؟ پس الان کجاست؟ چيکارش کردم؟ فراموش؟ خدايا چقدر دور شدم. خدا جونم کجايي؟ به دادم برس. تو نگام نکني . تو جوابمو ندي کي بده؟ اينا؟ مردم؟ ادما؟ نه. خدايا چقدر صدات بزنم؟ خدايا مگه خودت نمي گي هر بنده اي که صدام کنه جوابشو مي دم؟ پس من کر شدم؟ يا دلم کور شده؟ خدايا خدايا خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا. خدا جونم
    تو اين شهر شلوغ تنهام. تنها. فقط تو رو دارم. دلم شده خونه غم. اصلا از همون اولم دل خونه غم بوده نه؟ خونه شادي کجاست؟ همون اولم نمي دونستم. شايد هيچ وقت دنبالش نرفتم ببينم کجاست. ولي مي دونم هر جا هست اينجا نيست. پيش من نيست. بس که باهاش غريبم اصلا دوسش ندارم. خدايا کمکم کن. دستمو بگير. من يه چيزي کم دارم. و اون پيشه تو.
    من در مي زنم. يه بار.
    دو بار
    محکم تر
    درو مي کوبم
    محکم
    باز کن خدا
    منم
    بنده تو. بنده تنها. 


    دلش گرفته


    خداشو مي خواد.
    درو باز کنيد
    تو منو راه ندي کي راه بده؟
    باشه
    ميرم
    ولي برمي گردم.
    پاک تر
    لطيف تر


    خالص تر
    مي خوام بيام پيشت. 
    نمي خوام ديگه اينجا باشم. خسته ام. 


    ميرم .مي رم بازم به خودم نگاه کنم. باز هم در خوردم بگردم. من هنوز خيلي کار دارم
    ولي خدا جونم بازم ميام.
    اونقدر ميام تا درو برام باز کني
    و من به اميدت هنوز زنده ام.

    خدايا تنهام نذار